![]() انگار مدتی است مسافر ندیده اید بر سنگفرش حادثه عابر ندیده اید اینگونه چشم خیره بسویم نشسته اید مردم! مگر قیافه شاعر ندیده اید
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
مطالب اخیر
» امام حسن (ع) » به اصرار برخی دوستان(( یه غزل اجتماعی)) » وقتی که میثم نباشد » بی عنوان » چه سرخ است....چه سرسبز » چه بد که برای سرودنت بهانه میخواهی... » من به تکرارهای خود دلخوش » » کاش آن اشاره هات... » در هوایت چگونه پر نزنم؟ پیوندها
پیوندهای روزانه
|
کاش آن اشاره هات
من ماه نیستم اما انگشت اشاره تو همواره به سوی من است وقتی که میثم نباشد
خدایا خودت خوب می دونی که نه حال و حوصله به روز کردن دارم نه دیگه دلم میخواد مثل گذشته به روز باشم.آخه میثمت خوب حالیمون کرد به روز بودن یعنی چی؟ خوب تونست بهمون بفهمونه اگه بخرنت یعنی به روز شدی .
اما میثم جان همه که مثل تو نیستن تا خریده بشن .خوش به حالت که خریدنت و بردنت .تو رو خدا میثم دلت به حال ماها که جا موندیم بسوزه یادت نره برامون دعا کنی .ما رفقات که خوب میدونیم دعاهات مستجاب میشن اگه اینجور نبود الان با ما بودی اما خوب رفقا رو قال گذاشتی داداشی. هنوز ۳ روز نگذشته آخرین قرآنی رو که تو جلسمون خوندی خوب به یاد میارم نکنه خودت میدونستی دعوت شدی و لو نمی دادی .آقا منزل نو مبارک .نمی خوای ما رو دعوت کنی ؟؟؟ اصلا چی میگم ما رو که تونجا راه نمیدن . مگه هر بی سر و پایی رو میزارن از اون بالا بالاها سر در بیاره.
خدایا ! چند روزه دارم دق میکنم دست خودمم نیست خودتم خوب میدونی چرا؟؟؟ قبول. میدونم همین که یه چند وقتی بره باز همونی میشم که بودم .اما خب اگه میخواستی با بردن میثم من و آدم کنی باید بگم خدا من ادم بشو نیستم پس چرا خودم و نبردی ..؟؟؟؟؟؟؟
میثم جون جات خیلی خالیه عزیز میثم تر از همیشه دلم مال میثم است این قسمتی که خورده رقم مال میثم است ای بچه های هیاتی ای فاطمیه ها این سینه ها و دست و علم مال میثم است؟ ثم طریق را بنویسید روی قلب دفتر اگرچه پاره قلم مال میثم است دیدید؟؟!! خوشکل و عسلی بود چشم او آن چشمهای کرده ورم مال میثم است ساحل نشسته ها به کجا خیره مانده اید دریا نبردتان که بلم مال میثم است از میثمانه های رضا روضه ای بخوان دیگر دلانه های تو هم مال میثم است آقا ببخش! پرچم خود را سیا کنید دارالولایه های حرم مال میثم است دارد تمام می شود این روضه ها رفیق دیگر نخوان که آخر دم مال میثم است
روحش شاد صدایی که روی وبلاگ می شنوید آخرین یادگاری میثم برا رفقای شاعرش بود که ۲شب قبل از سفر ملکوتیش به جا گذاشته. ای داد بیداد |+| نوشته شده توسط محسن ناصحی در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 22:13
بی عنوان
۱) انگار زبان من ز کام افتاده است مرغ نفسم ز پشت بام افتاده است آن آهوی وحشی غزلها اینبار در بند دوبیتی ات به دام افتاده است ***** ۲) آنقدر به من تو عشق می ورزی که باور کنم آنقدر تو بی مرزی که بی حد وحساب در غزل می گنجی اما - خودمانیم- نمی ارزی که..!! *** ۳) دل از تو ربودم و فریبت دادم هی از تو سرودم و فریبت دادم منقار گشودی و پنیرت افتاد روباه نبودم و فریبت دادم ***
۴) ای کاش که گرگ بودم و می بردم بزغاله آغل تو را - می خوردم - چوپان دروغگو ! خدا یارت بود می آمدم آبروت را می بردم
|+| نوشته شده توسط محسن ناصحی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 23:31
|