![]() انگار مدتی است مسافر ندیده اید بر سنگفرش حادثه عابر ندیده اید اینگونه چشم خیره بسویم نشسته اید مردم! مگر قیافه شاعر ندیده اید
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
مطالب اخیر
» امام حسن (ع) » به اصرار برخی دوستان(( یه غزل اجتماعی)) » وقتی که میثم نباشد » بی عنوان » چه سرخ است....چه سرسبز » چه بد که برای سرودنت بهانه میخواهی... » من به تکرارهای خود دلخوش » » کاش آن اشاره هات... » در هوایت چگونه پر نزنم؟ پیوندها
پیوندهای روزانه
|
کاش آن اشاره هات
من ماه نیستم اما انگشت اشاره تو همواره به سوی من است در هوایت چگونه پر نزنم؟
گاهی وقتا آدم نمیتونه از بعضی دلنوشته ها به راحتی رد شه. شاید خیلی وقتا شده شعر جدید هم دارین اما فقط با یه شعرقدیمی حال میکنین که بهتون یه حس و حال عجیبی میده . منم اینبار یه مثنوی از کارای قدیم براتون میزارم که هنوزم خیلی باش حال میکنم .اصلا امشب تو حس این کار قدیمی ام .بی خیال کارای جدید
السلام علیک یا صاحب الزمان
آمدم گر چه خوب مي دانم بي تو دنياي من چه بي رنگ است بي تو بي كس ترين پرنده منم بار هجرت فتاده بر دوشم حيف و صد حيف خواب مي ديدم تا مباد اينچنين فنا گردم ***** |+| نوشته شده توسط محسن ناصحی در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت 22:19
|