تبليغاتX
کاش آن اشاره هات
کاش آن اشاره هات
من ماه نیستم اما انگشت اشاره تو همواره به سوی من است
بی عنوان

۱)

انگار زبان من ز کام افتاده است

مرغ نفسم ز پشت  بام افتاده است

آن آهوی وحشی غزلها اینبار

در بند دوبیتی ات به دام افتاده است

*****

۲)

آنقدر به من تو عشق می ورزی که

باور کنم آنقدر تو بی مرزی که

بی حد وحساب در غزل می گنجی

اما  - خودمانیم-  نمی ارزی که..!!

***

۳)

دل از تو ربودم و فریبت دادم

هی از تو سرودم و فریبت دادم

منقار گشودی و پنیرت افتاد

روباه نبودم و  فریبت دادم

***

۴)

ای کاش که گرگ بودم و می بردم

بزغاله آغل تو را  - می خوردم -

چوپان دروغگو !  خدا یارت بود

می آمدم  آبروت  را می بردم

 

|+| نوشته شده توسط محسن ناصحی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 23:31 |